سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
اصل 110، اصل ولایت فقیه (ولایت نیوز)

ماندگاری در تاریخ

پنج شنبه 8/10/90 10:52 صبح| بی وارث،فتنه88، منتظری، بهجت | نظر

مدتها بود دوست داشتم سر مزار حضرت آیه الله بهجت برم و فرصت نمی شد. تا بالاخره پریروز این توفیق دست داد و برای اولین بار به قطعه قبور علمای حرم مطهر مشرف شدم با اینکه سر ظهر و ساعت خلوتی بود حداقل 30الی 40نفر زائر در قطعه روی قبور علما مشغول زیارت و قرائت فاتحه بودند... روی سنگ مزار اقا حکاکی شدخ بود العبد!  رنگ زمینه سبز و اسلیمی های زیبایش هم به معنویت کار افزوده بود....  یکهو قبر خلوت و سوت و کوری که فاصله کمی با مزار حضرت اقای بهجت داشت با رویه مخملی مشکی رنگش توجهمو جلب کرد. رنگ و طرحشم با بقیه فرق داشت!


این قبر بی زائر مربوط به کدوم عالم بود که حتی یک زائر هم نداشت؟


جلوتر که اومدم دیدم روی مخمل مشکی رنگ با رنگ طلایی گلدوزی شده حضرت آیه الله العظمی منتظری!


یکهو تصویر خاطرات سال 88 بسرعت جلوی چشمام دوید!


از صمیم قلب از خدا خواستم حالا که عالم و عظمی شدن، هم انسان رو عبد نمی کنه و حالا که میشه مرجع تقلیدم بود ولی از دایره عبادالله خارج شد و در مقابل میشه دریای عرفان و کرامت و وصل بود و در برابر امر ولی فقیه مطیع و خاشع بود (مثل حضرت آیه الله بهجت) طومار حیات ما رو هم با عاقبت نیک و خیر و رو سپیدی در پیشگاه تاریخ ببنده....انشالله.... تا اگه روزی از دنیا رفتیم و به زور و فشار شعارهای داغ چند اغتشاشگر بی قید که اصلا اعتقادی به مرجعیت و دیانت ندارن و از روزه خواری روز قدس گرفته تا آتیش زدن پرچم اباعبدالله روز عاشورا در کارنامه شون دین ستیزی های رنگارنگ ثبته، ما رو یه جای متبرک و شلوغ و پر زائری مثل دو متری آیه الله بهجت دفنمون کردن،  بازم مثل قبرستانهای 40سال پیش حاشیه شهرها، از هر 100نفر ینفرم به سختی رغبت نکنه که خودشو دقیقه ای معطل نثار فاتحه کنه !!!!!!


...آمین


 در آخر برای همه اموات بی وارث و بد وارث، گول خورده و ساده اندیش ، مغبوض و مطرود امام امت، بخاطر رافت اسلامی و رضای خدا و هدایت حامیاشون، فاتحه مع الصلوات! 


تبعیدی

یکشنبه 22/8/90 9:49 صبح| | نظر

سلام


در جواب اون گروه از دوستانی که هی می پرسن چرا وبلاگ بروز نمیشه؟؟


خب سه ماهه از صحنه سیاسی کشور دورم تبعید شدم یه جای بی آب و برق و گاز و تلفن و تی وی ...چی بنویسم!؟ شما جای من بودید چه سوژه ای گیر می آرودید؟


همین مطلب جهاد ولایی به این ماهی و بی نظیری که قراره خودش یه کتاب مستقل بشه  بیاد بیرون و تا حالا کلی پیشنهاد قرار داد کتاب شده به من بواسطه اش....همینو بخونید تا بعد!


بدرود


جهاد ولایی....

دوشنبه 29/1/90 9:39 صبح| جهاد اقتصادی، جهاد مهدوی، جهاد ولایی | نظر

 


 


بعد از 8سال جهاد نظامی، جهاد سازندگی آغاز شد همه با هم در یک جبهه مشغول سازندگی و عمران کشور شدیم بسرعت پروژه ها و سدها و دانشگاهها و صنایع افتتاح شد....


هرچند در کوران شدید سازندگی از شبیخون دشمن به فرهنگ و ارزشهایمان غافل ماندیم تا رهبر و مرادمان خطر تهاجم فرهنگی را گوشزد کرد، وارد جهاد فرهنگی شدیم آنقدر سلاح فرهنگی داشتیم که به جنگ ماهواره ها و رسانه ها و قلم های مسموم دشمن برویم اما هنر استفاده از آن را بلد نبودیم ! فقط غیرت انقلابی نهفته در روح هنر آوینی کم بود.... حال بیان شدت و ضعف کارهای فرهنگی ما در جبهه انقلاب اسلامی بماند برای فرصتی دیگر....


هنوز در این جبهه به هر سو می دویدیم که ندای جهاد علمی سر داده شد.تولید علم و دانش و تبدیل دانش به صنعت و پیشرفت، در راس همه تلاشها قرار گرفت در این جبهه هم خوش درخشیدیم و در اندک زمانی به مدد نیروی متعهد و متخصص،در هسته ای و هوا فضا و پزشکی و سلول های بنیادی و صنایع نوین نظامی جزء برترین های دنیا قرار گرفتیم. در این عرصه نبردی سخت و نابرابر داشتیم و در بسیاری از عرصه ها و تجهیزات علمی و فناوری و آزمایشگاهی مورد نیاز در تحریم بودیم تازه دست بر زانوی خود کمی کمر راست کرده بودیم که به جبهه دیگری فراخوانده شدیم جهاد اقتصادی!


عجبا یک ملت و این همه جبهه؟ جهاد  نظامی و جهاد سازندگی و جهاد علمی و جهاد فرهنگی و جهاد اقتصادی و یک کلمه ملتی برای جهاد ولایی!


جهاد اقتصادی سخت است شاید از همه جهادها سختتر! با شنیدنش بی درنگ یاد صرفه جویی و تنگی می افتی دستت برای هرخرجی که دلت می خواهد باز نیست...


هرچند جهاد اقتصادی بمعنی فقط صرفه جویی نیست و همه ابعاد یک اقتصاد را در بر می گیرد و بسیار فراتر از این است از سویی اهل ذوق هم با شنیدن این شعار یاد دره شعب ابی طالب و 3سال محاصره اقتصادی یاران استوار پیامبر اسلام صلی الله علیه واله وسلم می افتند. جیره روزانه هر فرد یک چهلم خرما!


جالب اینجاست که همزمان باید در جبهه های دیگر هم جنگید درخت علمی این کشور تازه جوانه داده و جهادگر می طلبد جبهه فرهنگی هم هرلحظه با تهاجمی از نوع جدیدش روبروست و یک لحظه نباید از آن غافل شد! همزمان در چند جبهه باید بود؟ کاری که به نظر همه جامعه شناسان و متفکران عالم تقریبا غیر ممکن است اما رهبر فرزانه انقلاب همچنان امیدوارانه می راه را نشان می دهد و پیش می رود و ما بدنبالش ...شاید جز ایمان هیچ نیروی دیگری قادر به تربیت سربازی برای اینهمه جبهه نیست!


این است داستان نسل ظهور ...انشالله بعد از جهاد اقتصادی جهاد مهدوی و جهاد ظهور جبهه های بعدی پیش روی این ملت آ‌رمانخواه باشند.... آمین یا رب العالمین!


 


 


 


 


موج وبلاگی جدید:یاءس و نارضایتی

شنبه 14/12/89 1:6 عصر| موج وبلاگی، انتقاد، روشنفکری، فرنگی مآبی، ادبیات ولایی | نظر

سلام.........امروز تصمیم گرفتم سری به وبلاگهای دوستان بزنم...


برام جالب بود که موج وبلاگی اضطرار رو میشد به وضوح دید ... به وبلاگ هرکس که سر زدم موج یاس و نارضایتی از وضع موجود دیدم...


وبلاگ های مدافعان ولایت از عملکرد قوه قضاییه گرفته تا دستگیر نشدن فائزه هاشمی تا برخورد خودسرانه جمعی ارزشی نما در شهر ری با فائزه و فحاشی به او تا نارضایتی از حمایتهای احمدی نژاد از مشایی یا غربت آقا و کشته سازی جریان فتنه و یا ناامیدی از انحراف نسل نوجوان و کشیده شدن دامنه برخی رفتارهای بزهکارانه به دبیرستانها و ...... بحثهای پردغدغه و فضای وبلاگها رو رقم زده بود!


وبلاگهای مخالفان نظام هم که هیچوقت در تاریخ حیات اینترنتی و حقیقیشون اصولا چیزی بنام موافقت و رضایت در ادبیات سیاسی شون وجود نداره پر بود از هتاکی به نیروی انتظامی و لباس شخصی ها و بسیجیان و عدم برخورد قوه قضاییه با توهین کنندگان به فرزندان هاشمی و....


یه وجه در هر دو طرف مشترکه و اون نارضایتی است...


در حالیکه در علوم سیاسی،اجتماعی ملتی که امید نداشته باشه و قدر موهبتها و نعمات خودشو ندونه ملت مرده و مایوسیه که خواب پیشرفت رو هم نمیتونه ببینه


قابل انکار نیست که سابقه این نوع برخورد با مشکلات و نابسامانیها از زمان تولد روشنفکری در این کشور برمی گرده.


اصولا پدیده روشنفکری از غرب وارد این کشور شد و اولین روشنفکران از فرنگ برگشته در زمان قاجار اعلام موجودیت کردند از همون بدو تشکیل در ادبیات سیاسی اجتماعی این افراد چیزی بعنوان امید بخشی و تشویق و تقدیر از بخش صحیح مدیریت و حکومت اجتماعی سیاسی تعریف نشده بود تنها چیزی که خوراک فکری  فرهنگی و سیاسی این روشنفکران بود انتقاد بود و انتقاد و انتقاد...اونم در بسیاری از موارد نه در چارچوب اخلاق و اعتقادات دینی بلکه بشکل تخریب و ت رور شخصیت دقیقا همون چیزی که در غرب بعنوان ارمغان جامعه مدنی وجود داره.


حال آنکه در جامعه عقلایی در کنار هر نقدی شکری و در کنار هر تخریبی تشویقی هم هست...


از مخالف نظام  یا دولت کنونی انتظاری نیست چون یک دستور العمل مشخص به او داده شده و حداقل ابتکاری در تغییر اون دستور العملها شاید در حد روشهای خرد  صورت بگیره اما شاخص ها و ملاک ها از بالا تعیین شده و کاریشم نمیشه کرد...


اما در خصوص دوستان طرفدار نظام ولایی آیا این کشور کمترین نقطه امیدی و کمترین نقطه مثبتی نداره؟ چرا ما باید فریب ادبیات روشنفکری  که در اون منتقد رو موجودی هوشمند و دارای بصیرت و تشخیص سیاسی تعریف می کنه بخوریم؟


انتقاد بجا و صحیح کردن هیچ منافاتی با پررنگ کردن و ستایش ارزشهای ملی و داخلی خودمون نداره. چند بار من و شمای ارزشی از عملکرد بهینه یک مسئول خوب در نظام یادداشت تقدیر منتشر کردیم؟ که لااقل اینقدر خودمون خودمون رو در موضع خود زنی و کوبیدن خودی و بیگانگی از هرچه که مربوط به خودمونه قرار ندیم؟ کل دنیا و دستگاههای رسانه ای استکبار دارن با شدت و حدت و قدرت و همه امکانات این کارو علیه منافع ما می کنن کافی نیست؟ ما هم که دقیقا داریم کار اونها رو راحت می کنیم!!


الان وقت گیر دادن به مشایی و بچه های هاشمیه یا با امیدواری و تحرک بدنبال مستندسازی ارزشهای انقلاب اسلامی و صدور انقلابی که در سایه رهبری این رهبر فرزانه به همه جای منطقه و کشورهای عربی صورت گرفته؟


کی بچه های ولایی و ارزشی میخان ژست روشنفکری منحوس غربی رو جلوی نوکرای داخلیشون بندازن و برای خودشون ادبیات سیاسی ولایی تعریف کنن؟


زمانش ناپیداست این دوستان رزمنده مجازی میتونن خیلی خیلی به موضوعات مهمتری بپردازن و دائم علم انتقاد و مخالفت با این و اون نگیرن به اهداف بلند انقلاب فکر کنن با انقلابیون کشورهای در حال تغییر عربی ارتباط نتی بگیرن و به هموطن های خودشون واقعیت تاثیرات انقلاب اسلامی رو بر همه جهان شفاف کنن.


 


لاحول و لا قوة الا بالله العلی العظیم


 


جنگ نرم و انتظار سخت

شنبه 7/12/89 1:31 عصر| جنگ نرم، انتظار سخت، بمب عروسکی | نظر


جنگ نرم، انتظار سخت




دقت کرده اید هرچه جنگ نرم تر می شود انتظار سخت تر می گردد؟




فکر کرده اید برعکسش هم صادق است؟ یعنی هرچه جنگ سخت تر است، ‌هرچه آتش و گلوله شعله ورتر ، هرچه سلاح نظامی برنده تر و کوبنده تر و هرچه عرصه کارزار رویاروتر و تنگ تر، انتظار منجی برای رزمنده مکتبی آسانتر می شود....




میخواهم این نتیجه را بگیرم که در نرمی یک جنگ سختی باور مندی انتظار ظهور نهفته است  ....




جنگ نرم جنگ باورها و قلبهاست و انتظار نقطه شکوفایی باوری صادقانه و عاشقانه به منجی و موعود امم.




جنگ نرم گاهی چنان نرم است که بنظر هر نظاره گر و تحلیلگری دو طرف جبهه در عین صلحند و جنگ توهمی است که هرچه توهم بودن و صلح بودنش، غالبتر، طرف مورد هجوم، هم مغلوبتر و بازنده تر!




در جنگ نرم استواری در راه باور و هدف، صدها برابر سخت تر از جنگ نرم است، چون همین باور که بخش مهمی از آن را انتظار ظهور منجی و تلاش برای آمدن او، تشکیل می دهد، نشانه رفته است....




در عرصه ای که دشمن با آتش  می رزمد، هرلحظه آتش باور است که شعله ورتر می شود آتش طلب موعودی مقتدر در وجود شعله میکشد و این معنا را در جبهه های جنگ تحمیلی به وضوح می یافتیم....




در عرصه ای که بسیاری حتی نام جنگ بر تعامل فی مابین دو طرف مهاجم و مدافع نمی گذارند آنچه می بینند و لمس می کنند اثری از آتش و گلوله و خون نیست.....




اینجا گلوله کشنده پشت ابزار لذت و رفاه و سرگرمی نهفته شده است درست شبیه حالتی که در جنگ سی و سه روزه سخت لبنان ،مواد منفجره در دل عروسک و اسباب بازی کودکان نفهته بود و طفل از همه جا بی خبر با دنیایی شوق و رغبت برای کامیابی خود را به عروسک می آویخت و در لحظه انفجار این گوشتهای تکه تکه شده طفل بود،   ... که حالا اسباب بازی لاشخورهای خونخوار یهود بود....




انتظار در اثر نیاز شکل میگیرد حال آنکه در جنگ اسباب بازیها آنقدر شرایط صلح، زیبا و مطمئن و فرح انگیز شبیه سازی شده است که نیاز و طلبی جز دریافت رفاه بیشتر و لذت ماندگار تر وجود ندارد و آنچه البته مغفول می ماند همین نیاز فطری بشر به‌ آزادگی روح و استقلال فکر و معنویت و ارزشها و ......




در این مقال کتابها و سمینارها و کنفرانسهای بین المللی زیادی ارائه شده است




آنچه چکیده همه آنهاست همانست که مطلع قلم بود،




این جنگ تمام عیار بشدت نرم و فریبنده، انتظارمان را نشانه رفته است زیرا هرچه جنگ نرم تر می شود انتظار سخت تر می شود....




تا وقتی در هیاهوی این جنگ نرم فریبنده من و تو همچنان انتظارمان نرم است، منتظر نیستیم خودمان را فریب می دهیم شک نکن!



شعار دهه چهارم انقلاب: مرگ بر اسلام آمریکایی

یکشنبه 24/11/89 12:46 عصر| دهه چهارم، اسلام آمریکایی | نظر

p { margin-bottom: 0.21cm; text-align: right; }

چرا سی و دو ساله می گوییم مرگ بر آمریکا؟؟


تعامل یا تقابل؟؟ 


شاید وقتی انقلاب رهایی بخش اسلامی بهمن 57 یکی از کهن ترین نظامهای سلطنتی تاریخ بشری بقدمت 2500 ساله را در هم شکست و بر ویرانه های سلطنت و اندیشه سیاسی ستمشاهی جمهوری اسلامی را بر پایه ولایت مطلقه فقیه بنا نهاد در باور اندیشمندان و نظریه پردازادن سیاسی جهان نمی گنجید که این تحول عمیق داخلی بسرعت مرزهای ایران را طی کند قاره ها را در هم نوردد و همانگونه که نظام سرمایه داری جهانی صدها سال قلب تپنده کره زمین خاورمیانه را در زنجیر استعمار کشیده بود قلب منافع ابرقدرتها را نشانه رود.حال آنکه انقلاب اسلامی برگرفته از تعالیم مکتب شیعی و مکتب عاشورا بود و چون ذات حماسه محدود به جغرافیا نمی شود حماسه عاشورا و بدنبال آن حماسه قرن بیستم نیز هرچند در ایران اتفاق افتاد اما آرمان و اهداف آن هرگز محدود به ایرانی و ایرانی نبود. تیر خشم و بیداری اسلامی انسانهایی بود که از کمان آرش ایران زمین پرتاب شد تا دورترین نقطه مرزهای اسلامی و همه مستضعفین جهان را نشانه رود و تا قلب کفر واستکابار جهانی را بشکافد، انقلاب ایرانن انقلاب باورها بود.انقاب سر باز کردن زخم کهنه صدها سال تازیانه استعمار و استتثمار بر پیکره امتی تاریخ ساز و تمدن آفرین؛سرزمینهایی که مردم آن گرچه در سده های توحش و بردگی اروپا و غمنامه باورنکردنی تصلب علم و تمدن بر صلیب اربابان زور و زر کلیسا، و کشتار و اعدام دهها دانشمند ، منادی علم و فرهنگ و تمدن به سراسر اروپا بودند اما دراثر غفلت از تعالیم اسلامی و ارزشهای بومی خود ثروتهای مادی و منابع عظیمشان در زیر چکمه استعمار و چپال قدرتهای جهانی پایمال جهانخوارگی و استیلا طلبی سبوعانه میشد. البته که پس از 200سال جنگ های صلیبی امپراطوریهای غرب علیه کشورهای اسلامی باید بیداری استمعارگران را ستود آنها پس از شناخت قابلیتهای شکوفای مادی و معنوی نهفته در روح تعالیم اسلامی گنجینه های وسیعی از کتب علمی و حاصل تلاش اندیشمندان مسلمان را سوزانده و یا به یغما بردند و به یمن یافته های سیاحان و جهانگردان تیزبین غربی به کشورهای مسلمان به استخراج  و پردازش آن یافته ها و دیده ها و اطلاعات از مراکز علمی و مدنی  و فنون مسلمانان پرداختند. و هرچه خود بیدارتر شدند امت اسلامی را با سلاح رواج هرزگی و اباحه گری و مواد افیونی و فساد . ....بیشتر خلع سلاح و تخدیر کردند که نمونه آن در تاریخ اندلس مسلمان و اسپانیای کنونی عینا دیده می شود. اما انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی نهضت بیداری اسلامی و خیزش دوباره بسوی دوران طلایی تمدن اسلامی و شکوفای مادی و معنوی زیر پرچم توحید و ولایت الله بود. که از همان آغاز لحظه ای سر سازش با جهانخواری و ایادی امریکا فرود نیاورد. و رهبرش با تندترین جملات و خطابه ها سازش با آمریکا را در هر شکل و عنوانی محکوم نمود. و باعنوان شیطان بزرگ به جریان استکبار و در راس آن آمریکا و همچنین بیان اینکه انقلاب ما تداوم حرکت انبیاءست تقابل همیشگی دو جریان حق و باطل و شیطانی و رحمانی را در طول تاریخ دعوت انبیاءالهی را تا به امروز د رپیش چشم انسانهای آزاده و نسلهای اینده ترسیم نمود. در سوی مخالف نیز دشمنان نظام اسلامی ار بدو پیروزی انقلاب و پس از یاس از تلاش در حفظ و بقای رژیم پهلوی،منافع خود را در بستر نوع دیگری از تعامل با نظام نوین جستجو می کرد و بدنبال نفوذ در ارکان و سطوح بالای نظام بود که بر قراری ارتباط گسترده با عناصری چون بنی صدر  اطرافیانش از چنین احساسا نیازی به نفوذ سیاسی مجدد در نظام نوپا حکایت  داشت، از همین روی اشغال سفارت آمریکا در تهران و دستگیری اعضای آن در 11 ابان 1358 از سوی امام امت، انقلاب دوم و همسنگ سرنگونی نظام شاهنشاهی نامیده شد. از اطلاق این عنوان میتوان دریافت که در اندیشه سیاسی بناینگذار نهضت اسلامی استقلال آزادی مد نظر ایشان پس از سقوط رژیم مرهون قطع وابستگی به شیطان بزرگ آمریکاست و تا وقتیکه اثار وابستگی به شیطان از لوح درون و بیرون وجود محو نگردد، نور رحمانی الله به تمامیت خود جلوه گر نخواهد شد. انقلاب دوم و امحای جاسوسخانه شیطانی استکبار از لوح کشورمان ، موجب ناامیدی کامل آنها از هرگونه نفوذ و غلبه مجددشان بر منابع و ثروتهای مادی و معنوی ما شد و همین یاس مقدمه آغاز فاز جدیدی از روابط مبتنی بر تقابل همه جانبه جبهه باخته با اصل نظام اسلامی بود صدور انقلاب و جهانشمولی ارمان آن کابوس وحشتناکی بود که پس از تصریح رهبر کبیر خواب سران استکبار را می آشفت. طبیعی بود که امواج انقلاب ابتدا کشورهای همسایه و سپس کل خاورمیانه و از انجا سایر سرزمینهای تحت سیطره دشمنان بشریت را در نوردد. انها با درک این واقعیت اولین مرز حساسی را که می بایست دربرابر امواج اندیشه انقلابی سد میکردند مرز غربی  ایران و عراق بود چرا که کشور عراق با وجود حکومت دیکتاتوری سرکوبگر و ضد بشری بعثی و ریشه های فرهنگ و مذهبی مشترک و اکثریت شیعه و وجود حوزه علمیه نجف و علمای توانمند آن اغوش بازی جهت دربرگفتن این الگو بود. از اینرو تنها بفاصله چندماه از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران کشورهای غربی با تحریک و تجهیز همه جانبه صدام حسین و به نیت فتح سه روزه تهران بسرعت مرزهای سعی در مسدودسازی مرزهای عراق در برابر امواج این نهضت بیداری کردند. در مرزهای جنوب نیز با افزایش روز افزون ناوها و تجهیزات نظامی امریکا هرگونه تردد و تعامل کشورمان با کشورهای عربی حاشیه خلیج را از متن منطقه کنتری و در اختیار داشتند. تشکیل و گسترش تحرکات فرقه ای درقالب گروههای تروریستی طالبان و القاعده با رویکرد نظامی بمنظور ایجاد بدلی (وهابیت) در برابر تفکر شیعه از درون خود مسلمانان و ارائه چهره ای خشن، ضد انسانی و متحجر از اسلام در برابر دید جهانیان،  از تدابیری بود که ضد انتقال اندیشه امام خمینی در مرزهای شرقی و کشورهای پاکستان و افغانستان اندیشیده شد. نتیجه این اقدامات چه شد؟ جز اینکه رویداد جنگ تحمیلی تبدیل به تکرار صحنه های غرور آفرین رشادت رزمندگان نبردهای صدر اسلام و تحقق وعده های نصرت و یاری الهی بر بندگان حقش بود؟ و به مدد خلق آن حماسه ها و رهبریهای بزرگ قاری قرآن امام خمینی ره آیات نورانی آنرا از روایت و تاریخ خوانی در برابر چشمان مسلمین، به ملموس ترین شکل خود به کرسی قضاوت نشاند؟ و جز اینکه در متن 8 سال رشادت و شهادت در جنگی که به تعبیر امام جنگه همه اسلام در برابر همه کفر بود ،الگوهایی خلق شد که از دل آن حزب ا.. لبنان و گروهاای مقاومت فلسطینی متولد شد؟ جز اینکه کید شیطان به خو.دش بازگشت و خداوند به وعده خود عمل کرد و این جنگ به تعبیر روح الله لطف خفیه ای بدل شد که انسانهایی آفرید که تک تک معنای صدور انقلاب به جهان بودند؟ این عکس چمران شاگرد روح الله است که جنوب لبنان آوردگاه حماسه چند صد جوان لبنانی  در برابر سبوعانه ترین نظامیان جهان و یکی از 4 قدرت برتر نظامی دنیا یعنی اسراییل مزین نموده است.و اینگونه است که هیچ سدی را توان ایستادن در برابر تسری امواج انقلاب نبوده و نیست و تفکری که پس از سالها 1 میلیون و اندی انسان بیدفاع را ماهها در غزه در محاصره مخوف ترین سلاحهای نظامی جهان و توحش جنگاوران صهیونیستی در غزه سر پا نگه میدارد. تک تک واژه های امام روح الله ریشه در حقانیت اسلام ناب داشت و از خود چیزی نمی گفت امروز این واژه ها به پهنای گیتی تفسیر میشود.مهمترین رکن اندیشه سیاسی امام خمینی در بعد خارجی و جهانی ستزی و در یک کلام مرگ بر آمریکا(شیطان بزرگ) بود و در بعد داخلی بیشک مهمتر از مرگ بر اسلام آمریکایی در اندیشه حکومتی آن پیر سفرکرده نمیتوان یافت چرا که عدالت و نفی اشرافیگری و ساده زیستی و پرهیز از دنیاطلبی و قدرت زدگی همه از مواردی ههستند که در معادله اسلام امریکایی حل نمیشوند. خدمت به محرومین در اسلام ناب شعاری است که در اسلام آمریکایی با عناوین چندرنگی چون عدم قابلیت جذب سرمایه و اتلاف فرصتها و ... در مناطق محروم طرد میشود. بزرگترین چالش انقلاب در  بعد داخلی آن چالش بین دو اسلام بود که امام خمینی از آن در برابر اسلام ناب به اسلام آمریکایی یاد میکردند.  در تفکر خطرناکی که امام روح الله همه بویژه مسئولین را از نفوذ آن بیم می دادند شعار مرگ بر استکبار و اریکا نیز تاریخ مصرف دارد . و نیازی به صدور انقلاب به سایر کشورها وجود ندارد و عدم سازش با ابرقدرتها سیاست ماجراجویانه و جنجال طلب و سقوط در پرتگاه و ... نامیده میشود. سوال اینجاست گروها و سیاسیونی که داعیه ادامه خط امام را دارند و در عین حال همواره باین آرمانها وارزشها می تازند و آنا را خشونت طلبانه و متحجرانه قلمداد میکنند؛ قرائتشان از اسلام مبتنی بر کدام میک ازاین دودسته است؟ اسلام آمریکایی یا اسلام ناب امام خمینی ره؟  بدیهی استکه اسلام آمریکایی هم اسلام مقدس مآبان خشک است و هم اسلام لیبرالها و نهضت آزادی ها؛ هم اسلام اشرافیگری است و اسلام رانت خواری و دیکتاتوری وهم اسلام ذلت و زبونی وشیفتگی در برابر غرب و مظاهرش؛  هم اسلام طالبانی را در بر میگیرد هم اسلام جدایی دین از سیاست . لذا در اندیشه امام تقسیم بندی دیگری جز این دو اسلام نمیتوان متصور شد. و در دل مرگ بر آمریکا گفتن مرگ بر اسلام آمریکایی است ویکی عکس العمل دیگری ودر مکتب سیاسی اسلام لازم و ملزوم هم می باشند. و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم


 



فجر نور

شنبه 16/11/89 8:48 صبح| | نظر

 


در آغازین روز دهه فجر، سالگرد پیروزی انقلاب عشق و عدل و توحید را در حالی به سور می نشینیم که غزل های مستی آن پیر سفر کرده در خاطرمان هست




که می گفت: ما انقلابمان را به همه جهان صادر می کنیم




و امروز شاهدیم چگونه تونس و اردن و مصر و عراق در رستاخیزی شکوهمند این سخن نورانی را به فجر تجلی نشاندند ......


در بستر قواعد جنگ نرم

سه شنبه 7/10/89 8:10 صبح| جرس، قواعد جنگ نرم، خشکسالی، شبیری زنجانی، قضاوت ظالمانه | نظر

 

این نوشته کوتاه جرس را بخوانید :
(( به گزارش منابع خبری از تهران دکتر سید محمد صدر معاون عربی و آفریقایی وزارت امور خارجه در دوران اصلاحات به مناسبت ایام عزاداری سیدالشهداء (ع) در منزل خود مجلس ذکر مصیبت داشته است. آیت الله العظمی آقا موسی شبیری زنجانی مرجع محترم تقلید به اعتبار ارادتشان به پدر صاحب مجلس در این مجلس شرکت داشته اند.

وا
عظ مجلس در ضمن سخنان خود به حدیثی از امام جعفر صادق (ع) استناد می کند که از جمله نتایج قضاوت ظالمانه وقوع خشکسالی و قحطی است. آیت الله شبیری زنجانی که اعلم رجالیون معاصر است، ضمن تأیید سخنان واعظ تذکر می دهد: این روایت صحیحه است و دلالت آن نیز معتبر است، در اینکه پیامد شرعی "قضاوت به جور" خشکسالی و قحطی است تردیدی به خود راه ندهید. ایشان با اطمینان می گوید: من به مفاد این حدیث شریف یقین دارم ))

این نوشته ی سایت جرس مرا به پرسش جدی رهنمون ساخت که اگر قرار است روایات و احادیث اینگونه درباره خشکسالی مورد استناد و اشاره قرار گیرند پس چطور روایاتی که به فساد اخلاقی و فحشاد و رابطه ی علت و معلولی آنها با قحطی قرار می گیرند و بیشتر در سایت های ارزشی مطرح می شود مورد انتقاد، ایراد بعض از سبزاندیشان می شود و گهگاه مورد استهزاء و تمسخر هم قرار می گیرند؟!

خب مگر آن روایات که گفتم هم صحیحه و دلالت آن نیز معتبر نیستند؟بعض از افاضل و بزرگان این روایات را قبول دارند و در بالای منابر میگویند چطور آنها مورد توجه دوستان جرس قرار نمیگیرد؟ ( شترسواری دولا دولا نمی شود)

اگر قرار است این روش ِ بیان متون دینی مورد استفاده قرار بگیرد چرا طعنه و طنزش بر مخالفین باشد و احسنت و آفرینَش برای حامیان ما باشد!

بر همین منوال است اگر اصولگرایان از تطبیق تاریخ صدر اسلام بر حوادث سال پیش، بهره گیرند صدای انتقاد و مخالفت تعدادی از سبزاندیشان بلند می شود ولی اگر در مقالات و بیانیه های منتسب به نویسندگان جنبش اعتراضی اخیر از این تطبیق و استناد تاریخی اسلامی برای مظلومیت سبزها استفاده شود صدای لبیک و حمایت همین دوستان شنیده می شود؟

 


پی نوشت: چراش مشخصه ...! بدلیل اصول و قواعد حاکم برجنگ نرم!!! اینقدر این آقایون در فتنه هضم شدن و اینقدر حرامخواریهای دوره اصلاحات و قبلش مغزاشون رو قفل کرده که جز فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا، هیچ چیز در وصف حالشون صادق نیست... بمونن در گنداب سبز خودشون تا آقامون بیاد گردنشون رو بفرسته پیش یزیدیان

پایان و ..... آغاز اسارات

سه شنبه 23/9/89 1:25 عصر| عاشورا | نظر

روز دهم :


 


 عاشورا = 10


یعنی بی سر اما ایستاده


9

سه شنبه 23/9/89 1:22 عصر| عطش! | نظر

روز نهم محرم:


 


عطش عطش عطش واااااای....... عمو عمو عمو آآآآآآب


پیوند‌ها